måndag 10 januari 2011

افشای چهره نژاد پرستانه رژیم ایران از تریبون سازمان ملل متحد



احمد جابر*

 طی دو دهه گذشته مساله مردم عرب اهواز (خوزستان) در سطح بین المللی از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. این مساله از سوی سازمان ها ونهادهای انسانی وحقوق بشری، به ویژه نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد، به عنوان مساله یک خلق ستمدیده مطرح می شود. واپسین کنفرانسی که نمایندگان خلق عرب اهواز در آن شرکت کردند، "سومین کنفرانس ویژه اقلیت ها در جهان" بود که در اواسط ما دسامبر گذشته در ژنو – سوئیس – برگزار شد.       
 در این کنفرانس نمایندگانی از خلق ها واقلیت های قومی، اتنیکی،  زبانی، دینی ومذهبی از سراسر جهان شرکت کردند. در این کنفرانس آقایان یوسف عزیزی بنی طرف، دکتر کریم عبدیان و حامد کنانی از شخصیت های برجسته مردم عربستان ایران شرکت کردند. 
 من در اینجا متن سخنرانی یوسف عزیزی بنی طرف را می آورم که به نیابت از سوی کانون مبارزه با نژاد پرستی و عرب ستیزی در ایران در کنفرانس یاد شده ایراد شد. او از رییس کنفرانس برای فرصتی که در اختیارش قرار گرفته بود تشکر کرد تا بتواند به ابعاد مختلف ستم ملی علیه مردم عرب اهواز بپردازد.
 وی در ابتدا گفت:" من وابسته به اقلیت اتنیک عرب در ایران هستم وبه نیابت از سوی کانون مبارزه با نژاد پرستی و عرب ستیزی در ایران صحبت می کنم. شما در برنامه خویش از مشارکت فعالانه وسودمند اقلیت ها در اقتصاد وبرنامه ریزی سیاست های ویژه توسعه صحبت می کنید در حالی که ملیت عرب در جنوب غرب ایران از انواع تبعیض های نژادی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی رنج می برد. این امر در پژوهشی که کمیته ویژه چیرگی بر همه اشکال تبعیض نژادی وابسته به سازمان ملل متحد در نیمه اگوست گذشته انجام داده، مورد تاکید قرار گرفته است. این کمیته بین  المللی، از شیوه رفتار حکومت ایران با اقلیت های عرب، بلوچ، کرد و آذری انتقاد نموده و نسبت به " تبعیض نژادی که روزانه انجام می شود و اظهاراتی که برخی از مسوولان حکومت ایران بر زبان می رانند وباعث کینه وتبیعض نژادی می شود" ابراز نگرانی کرده است".        
 یوسف عزیزی در ادامه اظهار داشت: " آن چه گفتم، بعد دولتی تبعیض است اما مساله به این امر محدود نمی شود و طی هشتاد سال گذشته تحقیر عرب ها به فرهنگ لایه های وسیعی از جامعه فارس زبان ایران تبدیل شده است. برای نمونه من به عنوان نویسنده وروزنامه نگار عرب ایرانی طی زندگی در میان این لایه های اجتماعی، بارها با آتش نفرت از عرب ها رو به رو بوده  واین را با پوست و گوشتم حس کرده ام: در روزنامه ای که کار می کردم، یا در میان روشنفکرانی که با آنان سرو کار داشته ام، یا در اتوبوس وتاکسی.   
وی افزود: " من طی کار مطبوعاتی ام به سندی برخورد کردم که توسط اداره کل آمار استان "خوزستان" در شهر اهواز منتشر شده است. در این آمار دولتی آمده است که طی سال های 1375 – 1385 (1996 – 2006 م) حدود 833000 نفرغیر عرب فقط در شهر اهواز اسکان داده شده اند واین بدان معناست که تا سال 1389 (2010 م) حدود یک ملیون نفر غیر عرب به شهر اهواز کوچیده واسکان یافته اند. بی گمان این کار به قصد تغییر بافت جمعیت  اهواز و به زیان مردم عرب این شهر صورت می گیرد".
 یوسف عزیزی در پایان گفت:" من به منظور جلوگیری از وضع تبعیض آمیز کنونی علیه مردم عرب اهواز و مشارکت فعالشان در فرایند اقتصادی وتوسعه، امور زیر را پیشنهاد می کنم: نخست، زبان عربی در مرحله ابتدایی به کودکان عرب در اقلیم عربستان ایران
(خوزستان رسمی) آموزش داده شود. اسناد سازمان ملل متحد بر این حق انسانی تاکید کرده اند، اما ایران به رغم امضای این اسناد از اجرای آنها طفره می رود. وخود نیک می دانید که آموزش وپرورش، اساس هر گونه برنامه ریزی و سیاست های ویژه توسعه است. 
دوم، تصویب قوانینی که سیاست های پارسی سازی (آسیمیلاسیون) و گفتمان نژاد پرستانه عرب ستیز را به طور عام در سراسر ایران ممنوع سازد. این گفتمان هم اکنون در برخی از اجتماعات و رسانه گروهی، کتب درسی وغیر درسی نظیر کتاب های ادبی وتاریخی ونظایر آن نمود دارد. 
سوم، به مردم اقلیت عرب اهوازی امکان داده شود تا در فعالیت های اقتصادی، در بخش خصوصی پا به پای فارس ها وبه دور از هر گونه تبعیض شرکت کنند. من بر این امر تاکید دارم زیرا می دانم که قید وبندهای تبعیض آمیز به سود غیر عرب ها در این زمینه وجود دارد. 
 چهارم، هر گونه ممنوعیت فعالیت احزاب و نهادهای مدنی غیر دولتی وابسته به مردم عرب اهواز از میان برداشته شود تا نخبگان متعهد این خلق بتوانند در آماده سازی وتدوین بودجه کشور مشارکت کنند. این کار توسط نمایندگان پارلمان که به صورت غیر دموکراتیک انتخاب می شوند انجام شدنی نیست. 
پنجم، بیست در صد از در آمد نفتی که از این اقلیم استخراج می شود برای پیشرفت اقتصادی و پر کردن شکاف میان مردم عرب واکثریت غیر عرب چیره بر حاکمیت اقتصادی و سیاسی ایران اختصاص یابد".
در پایان ما به عنوان عرب های اهوازی امیدواریم که مساله ما از پشتیبانی نهادهای مدنی و حقوق بشری برادران عربمان در جهان عرب نیز برخوردار شود زیرا هم اکنون در عرصه بین المللی و سازمان ها و نهادهای انسانی در جایگاه صحیحی قرار دارد. 
* روزنامه نگار وپژوهشگر عرب اهوازی مقیم فنلاند


söndag 9 januari 2011

نص كلمة يوسف عزيزي في مؤتمر الاقليات التابع للامم المتحدة



التمييز العنصري ضد الشعب العربي الاهوازي


انعقد خلال يومي 15 – 14 من شهر ديسمبر 2010 المؤتمر الثالث الخاص بشؤون الأقليات بمبادرة من مجلس حقوق الانسان التابع لمنظمة الامم المتحدة في مبنى هذه المنظمة بمدينة  جنيف السويسرية.
وقد حضر المؤتمر، ممثلون من مختلف الشعوب والاقليات القومية والاثنية واللغوية والدينية والمذهبية المضطهدة في العالم بما فيها الشعب العربي في عربستان. فعلاوة على يوسف عزيزي باعتباره ممثلا لمركز مناهضة العنصرية ومعاداة العرب في ايران، ضم  الوفد العربي الاهوازي كريم عبديان من مركز حقوق الانسان الاهوازي وحامد الكناني من مركز الدراسات الاهوازية. وقد القى يوسف عزيزي كلمته امام الاجتماع الذي ضم نحو 250 شخصا مرتديا الكوفية والعقال العربيين.
وقد حدد رئيس الاجتماع المدة لكل محاضر بثلاث دقائق واليكم نص كلمة يوسف عزيزي التي تم تنزيلها من الشريط وقد تجاوزت هذا الوقت بعض الشيء:
      **************************
شكرا سيدة الرئيس على منحي هذه الفرصة للتحدث. اني انتمي الى الاقلية العربية في ايران واتحدث نيابة عن مركز مناهضة العنصرية ومعاداة العرب في ايران. انكم في برنامجكم تتكلمون عن المشاركة الفاعلة والمجدية في الاقتصاد، وصناعة السياسات التنموية، فيما تعاني القومية العربية في جنوب غرب ايران من شتى صنوف التمييز العنصري اقتصاديا وسياسيا وثقافيا، وهو ما اكدت عليه دراسة اجرتها لجنة الامم المتحدة للقضاء على جميع اشكال التمييز العنصري في منتصف آب/اغسطس الماضي. اذ انتقدت طريقة تعامل ايران مع اقلياتها من العرب والبلوش والكرد والآذريين، واعربت عن قلقها "للتمييز العنصري الذي يمارس يوميا وللتصريحات التي تحض على الحقد والتمييز العنصري التي يدلي بها مسؤولون في الحكومة الايرانية".
 سيدة الرئيس، ماذكرته هو الجانب الحكومي للتمييز، غير ان الامر لم ينحصر بذلك بل تحول خلال العقود الثماني المنصرمة الى ثقافة بين شرائح واسعة من المجتمع الفارسي في ايران. انا كصحفي وكاتب عربي اهوازي، ومن خلال حياتي اليومية بين ابناء هذه الشرائح، اكتويت مرارا بنار الكراهية للعرب، إن كان ذلك في الصحيفة التي كنت اعمل فيها او بين اوساط  المثقفين الفرس او في الحافلات العامة او سيارات الاجرة.
 كما خلال عملي الصحافي عثرت على وثيقة نشرتها دائرة الاحصاء في مدينة الاهواز، تفيد بانه وخلال عشر سنوات (1996 – 2006) تم اسكان 833000 غير عربي في هذه المدينة لوحدها، وهذا يعني ان نحو مليون شخص تم تهجيرهم واسكانهم في مدينة الاهواز حتى العام 2010 وذلك لتغيير النسيج السكاني لغير صالح العرب الاهوازيين.
 ومن اجل الحد لحالة التمييز السائدة ضد العرب ومشاركتهم الفاعلة في العملية الاقتصادية والتنمية، اقترح الامور التالية: اولا ان يتم تعليم اللغة العربية لإطفال العرب بالمرحلة الابتدائية في اقليم عربستان (أو خوزستان الرسمية) وهذا حق تؤكد عليه مواثيق الامم المتحدة، لم تتقيد به ايران رغم توقيعها لهذه المواثيق. وانتم تعلمون ان التربية والتعليم هي  الاساس لأي سياسات تنموية.
 ثانيا، سن قوانين تحد من سياسات التفريس وتمنع الخطاب العنصري المعادي للعرب منعا باتا في وسائل الاعلام والكتب الدراسية وغير الدراسية كالتاريخ والروايات وماشابه ذلك.
 ثالثا، فتح المجال لابناء الاقلية العربية لممارسة النشاط الاقتصادي في القطاع الخاص بعيدا عن التمييز بينهم، وبين الاغلبية الفارسية. وانا اقول ذلك لأن هناك قيود تمييزية غير معلنة لصالح الثانية.
 رابعا، رفع الحظر عن الاحزاب والمؤسسات المدنية غير الحكومية الخاصة بالاقلية العربية كي تنشط بحرية لتشارك نخبتها الملتزمة بقضايا شعبها في صياغة الميزانية العامة للبلاد وليس البرلمانيين المنتخبين بصورة غير ديمقراطية. وهذا ما تم – ولو بشكل ناقص – في عام 2001 في عهد الرئيس السابق محمد خاتمي ومن خلال مؤسسة التخطيط والميزانية.
 خامسا، تخصيص 20 في المئة من ايرادات النفط المستخرج من هذا الاقليم لتطوير اقتصاده وذلك لردم الهوة بين الاقلية العربية والاغلبية المهيمنة على السلطة الاقتصادية والسياسية في ايران.
           ****************************** 
 مصدر البحث في سجلات مجلس حقوق الانسان التابع للامم المتحدة: 
3rd Session of the Forum on Minority Issues, Geneva 14
– 15 December 2010
Meaningful and effective participation in economic and development policy-making
Yousef Azizi , Centre for Combating Racism and Discrimination against Arabs in Iran (CCRDAI)       

söndag 2 januari 2011

راز ترکیب نامتجانس شاهزاده هاي پارسي و امت اسلامی



 یاشار گولشن
مسابقات جام ملتهاي آسيا فرصتي به وجود آورده که ترکيب نامتجانسی از فاشيسم مذهبي با باستان گرائي آريائي در مقابل دید جهانیان قرار گیرد. در خبر ها آمده که بنا به درخواست مقامات ايراني، عنوان و شعار روي بدنه اتوبوس حامل ورزشکاران ايران بصورت “شاهزاده هاي پارسي” انتخاب شده است. شايد در نگاه اول استفاده از لفظ شاهزاده توسط مقامات جمهوري اسلامي عجيب و غريب باشد. مگر نه اين است که ظهور و بقاي اين حکومت اساسا در پي سرنگوني حکومت شاه و جمع کردن هر چه شاه و شاهزاده بوده است؟ مگر نه اينست که ايدئولوژي اين حکومت بر نفي ملي گرائي متداول دوره پهلوي ها و نگاه به امت اسلامي استوار بوده است؟ پس اکنون چه شده که ناگهان اين وسط ساز مخالف زده ميشود و بجاي اسلام و امت و دين و مذهب، از پارس و شاهزاده صحبت ميشود؟ اين سوال ها البته براي ناظر متعارفي که از سابقه جمهوري اسلامي و تئوري بقاي آن آگاهي نداشته باشد بيجواب ميماند .اما واقعا داستان چيست؟
واقعيت اينست که جمهوري اسلامي براي کسب و بقاي حاکميت خود در کنار ماشين ترور و قتل و سرکوب، هميشه روي حمايت عمومي توده نا آگاه متوهم تکيه کرده است. اين رژيم ، هم براي کسب هژموني بين نيروهاي انقلابي در جريان انقلاب ، وهم براي تحکيم قدرت مطلقه خود بدنبال سرنگوني حکومت پهلوي، به جد از پشتيباني اقشاري برخوردار بود که بنا به توهمات مذهبي خود بدنه اجتماعي فعال و قدرتمندي را براي اين حکومت تشکيل ميدادند. وجود چنين طبقه اجتماعي پر شمار يکي از دلايلي بود که همه نيروهاي چپ و ليبرال در ابتداي انقلاب بهمن 57 از صحنه رانده شدند و يکي از وسيع ترين کشتارها و سرکوب ها در تايخ معاصر ايران بدون هيچ عکس العمل جدي توده اي رقم خورد. رژيم اما اکنون با گذشت سي سال در مخمصه اين گرفتار شده که ديگر اين قشر پر قدرت نا آگاه متوهم تقريبا وجود ندارد. جدا از نسل جواني که به مدد انفجار اطلاعات از طريق اينترنت، ماهواره، اس ام اس و ساير وسائل ارتباطي،توهمي از جنس ايدئولوژي رژيم ندارند، اساسا بخش ديندار و سنتي ايرانيان نيز بنا تجربه فاجعه بار سي سال گذشته از اين حکومت بريده اند. آنچنان که ميشود ديد که همه پشتيبانان فعلي حکومت را همان مزدوران و جيره خواران داخلي و خارجي آن تشکيل ميدهد که ادامه حيات و منافع مادي خود را در گرو حفظ همين حکومت ميدانند و بر همين سياست نيز عمل ميکنند. آن جمع خرده پاي حامي رژيم نيز که بصورت موردي اجير ميشوند و اين اواخر به "سانديس خور" معروف شده اند نيز نه از سر اعتقاد دروني بلکه بدليل نياز مادي، گاها در صحنه حمايت از رژيم ديده ميشوند.
با اين مفروضات به سهولت ميشود تاکتيک جديد مقامات ايراني در توسل به موضوع باستانگرائي و راسيسم آريائي باقيمانده از دوره حکومت پهلوي را بهتر درک نمود. در واقع جمهوري اسلامي با توسل به اين شعارها اميدوار است حمايت طبقه اي از ايرانيان را که اتفاقا بنا به تعلقات اقتصادي و اجتماعي خود صداي بلندتري در داخل و خارج دارند ودارای ارتباطات و لابي هاي پر قدرتي نيز در ميان سياستمداران خارجي هستند را کسب نمايد. سياستي که با تکيه به “ايرانيت”، “مکتب ايراني”، “استوانه کوروش”، و حتي ادعاهائي از اين قبيل که پيغمبر اسلام خودش پارسي بوده است در راستاي همين سياست جلب آن دسته از جوانان و محافلي است که از دست سياست هاي اجتماعي محدود کننده جمهوري اسلامي به جان آمده و به دنبال توسل به يک سري مسائلي هستند که بعنوان سپر دفاعي ايدئولوژيک در برابر اين تحميلات قرار دهند و از قضا دست به نقد سراغ آن چيزي ميروند که در دوره رضا شاه بصورت ايدئولوژي پايه اي براي ساخت ملت واحد در ايران ايجاد و ترويج شده بود.
همانطور که زماني خميني گفته بود که براي حفظ نظام حتي اصول دين را نيز ميشود تعطيل کرد، اينک نيز قابل فهم است که مقامات جمهوري اسلامي براي حفظ حکومت خود که از کمترين ميزان حمايت داخلي و خارجي برخوردار است، به دامن ايدئولوژي هاي پوسيده ديگري چنگ ميزنند تا جمعي را که هنوز در رويا و خيال دوره حکومت پارس ها در دو هزار وپانصد سال پيش بسر ميبرند با اين حکومت – و يا لا اقل با جناحي از اين حکومت- همراه سازند و يا دست کم جريان مخالف را در مقابله با اين رژيم از قاطعيت و شور و حال بياندازند.
با اين حال نبايد اين تصور اشتباه را کرد که گويا رژيم اصول اعتقادي خود را تغيير داده است. در واقع اصل اساسي بقاي قدرت اين حکومت همچنان بر جذب اقشار نا آگاه متوهم استوار است، فقط نوع توهمات وطیف متوهمان عوض شده است. در گذشته اگر رژيم بدنبال اقشاري بود که ته ريشي داشتند و در پيشاني اشان علامت مهرعبادت بود اينک بدنبال نسل در ظاهر مدرن شيک پوشی است که از حسرت بدلان زندگي عرفي دوره پهلوي و از خيال پردازان دوره کورش و پارس و هخامنشيان ميباشند. در واقع اصول حکومتداري جمهوري اسلامي عوض نشده بلکه مخاطب و نوع گفتمان عوض شده است.
از اين به بعد نیز در عين حالیکه بايد منتظر شعارها و سياست هاي مشابه بيشتري باشيم ، مهم آنست که چگونگي برخورد اقشاري که مخاطب اين سياست شاهزاده بازي پارسي هستند را رصد کنیم و اينکه اين بار چند سال ديگر لازم است تا اين مخاطبان به ظاهر امروزی و تحصيل کرده از رويا بدر آيند و به جاي شعار هائي از قبيل” نسل ما نسل آريا” ست و “جمهوري ايراني” و به جاي زدن بر طبل توخالي تفوقات تاريخي و فرهنگي، خود را عضوي از جمع يک ايران چند فرهنگي و چند مليتي بدانند، و بجاي نگاه حسرت بار به گذشته - که معلوم نيست چقدر از آن واقعي و چقدر از آن توهمات است- به ساخت دنياي مدرن با نرم ها و اصول مترقي و جهان شمول و چند فرهنگي رايج در جهان امروزي بپردازند.


torsdag 16 december 2010

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد وضعیت اقلیت ها در ایران را به بحث گذاشت



 
 
 
 
 

درکنار مسایل دیگر اقلیت های قومی در جهان

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد وضعیت اقلیت ها در ایران را به بحث گذاشت

 
 
 
 
 
ژنو- العربیه.نت- نجاح محمد علی
شورای حقوق بشر وابسته به سازمان ملل متخد، وضعیت اقلیت ها در ایران را با حضور نمایندگانی از قومیت های غیر فارس در ایران، به بحث گذاشت. نمایندگان قومیت ها در این اجلاس که در روزهای سه شنبه و چهارشنبه برگزار شد، بر تبعیض قومیتی که مسئولان جمهوری اسلامی روا می دارند تاکید کردند.

در این اجلاس نمایندگانی از قومیت عرب که اکثریت را در استان خوزستان تشکیل می دهد و نمایندگانی از سنی های سیستان و بلوچستان و کردستان حضور داشتند این در حالی است که ترکمن ها و آذری ها غایبان اجلاس یاد شده بودند.

همچنین نماینده ای از بهائیان در اجلاس حضور داشت و خواستار به رسمیت شناختن بهائیت به عنوان یک دین در ایران شد. او گفت بهائیان پس از اسلام پیروان دین دوم در ایران هستند اما با خطر اعدام مواجهند.

این اجلاس خواستار مشارکت فعالانه اقلیت ها در زندگی اقتصادی شد.

عربهای ایرانی

کریم بنی سعید عبدیان رئیس سازمان حقوق بشر در اهواز در سخنرانی خود از فقدان مشارکت قومیت های غیر فارس در حکومت و پروژه های بزرگ اقتصادی سخن گفت. او همچنین تاکید کرد که زبان فارسی به رغم این که قانون اساسی زبان عربی را زبان قرآن دانسته، به عنوان تنها زبان رسمی به رسمیت شناخته شده است. او خاطرنشان کرد که منطقه اهواز از تبعیض اقتصادی رنج می برد و مسیر رود کارون به سوی اصفهان و رفسنجان سوق داده شده است.

اما حمید کنانی فعال حقوق بشر در ایران از گستردگی خرابی ها ، تخریب محیط زیست، زمین های مین گذاری شده در جنگ ایران و عراق (1988-1980) و پروژه های بزرگ توسعه اقتصادی همچون پروژه های نیشکر و پروژه اروند تجاری در مناطق عرب نشین سخن گفت گه باعث آوارگی و فرار مردم از روستاها و حرکت به سوی شهرهای بزرگ شده اند. او افزود که این مهاجران در حومه شهرها در حلبی آباد ها زندگی می کنند که این وضعیت به محرومیت، به حاشیه رانده شدن اقتصادی، تبعیض علیه آن ها و بالا رفتن شمار بی کاران و در نتیجه افزایش فقر، گسترش اعتیاد به مواد مخدر و بالا رفتن نرخ جرم و جنایت انجامیده است به گونه ای که زندانها مملو از محکومان شده و پدیده اجرای حکم اعدام و قطع اعضای محکومان در ملا عام رو به فزونی گذشته است.

از سویی یوسف عزیزی بنی طرف گفت: "من به اقلیت عرب در ایران تعلق دارم و به نمایندگی از مرگز مبارزه با نژاد پرستی و عرب ستیزی در ایران سخن می گویم . او در سخنان خود به "انواع تبعیض نژادی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، علیه قوم عرب اهواز" اشاره کرد.

یوسف عزیزی بنی طرف بر وجود آن چه تلاش های دولتی برای تغییر بافت مسکونی استان خوزستان که آن را عربستان نامید تاکید کرد؛ نامی که به گفته او به مدت 5 قرن تا اوایل قرن بیستم، ساری بود. او به سندی که آن را مرکز سرشماری در شهر اهواز منتشر ساخته اشاره کرد که حاکی از آن است که در سالهای 1996 تا 2006، 833000 غیر عرب تنها در این شهر اسکان داده شدند. این بدین معنی است که تا سال 2010 حدود یک میلیون نفر به اهواز مهاجرت داده شده اند.

تبعیض علیه کردها و سنی ها

نماینده کردهای ایرانی در سخنان خود به آن چه تبعیض و ستم به کردها نامید اشاره کرده و گفت که این وضعیت رشد اقتصادی آن ها را با مانع مواجه می کند. او تاکید کرد که قانون اساسی ایران پیروان مذهب تسنن را از نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری منع می کند.

لقمان احمد از حزب دمکرات کردستان ایران نیز گفت بسیاری از فعالان کرد یا اعدام می شوند یا به زندان های بلند مدت محکوم می شوند به گونه ای که به کردها اجازه تاسیس احزاب ویژه خود داده نمی شود.

بیاینه حقوق اقلیت های قومیتی، نژادی دینی و زبانی به حق افراد وابسته به این اقلیت ها در مشارکت در زندگی فرهنگی، دینی، اجتماعی و اقتصادی عمومی به شکلی فعال تاکید می کند. این بیانیه همچنین بر به رسمیت شناختن وابستگان به اقلیت ها قومی به عنوان جزئی اجتناب ناپدیز از توسعه جامعه به عنوان پیش شرطی برای ساختن جامعه ای مبنی بر دوستی و احترام تاکید میان تمام اجزای آن می کند.

در این اجلاس نمایندگانی از دولت های مختلف حاضر شدند اما نقش هیات رسمی ایران کمرنگ بود.

قبطی های مصر

در این اجلاس "هبه مصطفی" از هیات نمایندگی مصر در سازمان ملل متحد در ژنو به سخنان سخنگوی قبطی ها که گفته بود پیروان این دیانت در مصر تحت ستم هستند پاسخ داد و اظهار داشت که قبطی ها در مصر شهروندان درجه یک هستند و از هیچ گونه تبعیضی رنج نمی برند. او تاکید کرد که قبطی ها جزئی از تار و پود جامعه مصر هستند و به هیچ وجه به عنوان پیروان اقلیت دینی با آن ها رفتار نمی شود.

اقلیت سیاه پوست یمن

در این کنفرانس نمایندگانی از اقلیت های شناخته نشده نیز حضور داشتند. از جمله سامی النقار که خود را نماینده اقلیت "الاخدام" معرفی کرد در اجلاس یاد شده سخنرانی کرد و الاخدام اقلیت نژادی سیاه پوست با اصلیت حبشی هستند که در یمن زندگی می کنند. بیشتر آن ها در کوخ های ساخته شده از حلبی یا کارتن و تایر های خودرو در حومه شهرها زندگی می کنند که به محل تجمع آن ها "محوی" که به معنی محل نگهداری سگ ها است گفته می شود.

ممثلو القوميات الإيرانية غير الفارسية يؤكدون التمييز العنصري ضدهم




في مؤتمر برعاية مجلس حقوق الإنسان التابع للأمم المتحدة

ممثلو القوميات الإيرانية غير الفارسية يؤكدون التمييز العنصري ضدهم




جنيف - نجاح محمد علي
ناقش مجلس حقوق الإنسان التابع للأمم المتحدة أوضاع الأقليات في إيران، مع عدد من ممثلي الجماعات القومية غير الفارسية في إيران. وأكد ممثلو القوميات غير الفارسية في المنتدى الذي عقد يومي الثلاثاء والأربعاء 14 و15-12-2010 مظاهر التمييز القومي الذي تمارسه معهم السلطات في الجمهورية الإسلامية.

وحضر المنتدى ممثلون عن العرب الذين يشكلون الأغلبية في إقليم خوزستان جنوب إيران وممثلون عن السنة البلوش والأكراد، بينما غاب ممثلا التركمان والأذريين، وشاركت أيضاً ممثلة عن الطائفة البهائية، والتي طالبت بالاعتراف بهم كدين وقالت إن البهائيين يشكلون الديانة الثانية بعد الإسلام في إيران لكنهم مهددون بالإعدام.

وركز المنتدى المعني بقضايا الأقليات على موضوع الأقليات والمشاركة الفعالة في الحياة الاقتصادية.

وتحدث كريم بني سعيد عبديان، رئيس منظمة حقوق الإنسان في الأهواز، في كلمته عن غياب مشاركة القوميات غير الفارسية في الحكم وفي المشاريع الاقتصادية الكبرى، مع سيطرة اللغة الفارسية كلغة وحيدة معترف بها رسمياً برغم إقرار الدستور اللغة العربية لغة القرآن.

وأوضح أن هناك اضطهاداً "اقتصادياً" تعاني منه منطقة الأهواز في ضوء تغيير مسار نهر كارون باتجاه أصفهان ورفسنجان.

الحرمان والإقصاء والتمييز

من جهته، أكد حميد كناني، الناشط في مجال حقوق الإنسان في إيران، أن حجم الدمار والتدمير البيئي والأراضي المزروعة بالألغام منذ الحرب الإيرانية العراقية 1980-1988 ومشاريع التنمية الاقتصادية الكبيرة، مثل مشاريع قصب السكر، ومشروع أروند التجاري في مناطق العرب، تسببت في التشريد وهروب الناس من القرى، ودعتهم إلى التوجه للمدن الكبيرة، والسكن على هامش هذه المدن في أكواخ من الصفيح.

وأشار كناني إلى أن عوامل الحرمان والإقصاء الاقتصادي والتمييز أدت إلى ارتفاع عدد العاطلين عن العمل، وبالتالي زاد الفقر وانتشرت المخدرات وارتفع معدل الجريمة حتى ضاقت السجون بالمحكومين، وكثرت مشاهد تنفيذ عقوبة الإعدام شنقا في الشوارع وعقوبة بتر الأطراف المحكومين في الملأ العام.

وفي ذات الشأن، قال يوسف عزيزي: "إنني أنتمي إلى الأقلية العربية في إيران وأتحدث نيابة عن مركز مناهضة العنصرية ومعاداة العرب في إيران" ، مشيراً إلى ما وصفها "شتى صنوف التمييز العنصري ضد العرب الأهوازييين منها الاقتصادي والسياسي والثقافي".

وأكد يوسف عزيزي أن هناك ما أسماها "محاولات حكومية حثيثة لتغيير النسيج السكاني في محافظة خوزستان" التي وصفها بعربستان، وهو الاسم الذي كان سائداً لمدة 5 قرون حتى أوائل القرن العشرين.

وتطرق الى وثيقة نشرتها دائرة الإحصاء في مدينة الأهواز تفيد بأنه وخلال عشر سنوات (1996 – 2006) تم إسكان 833000 غير عربي في هذه المدينة وحدها، وهذا يعني أن نحو مليون شخص تم تهجيرهم وإسكانهم في مدينة الأهواز حتى 2010.

أكراد إيران

وأشار ممثل الأكراد الإيرانيين الى ما سماه "الانتقائية" والتهميش الذي يعاني منه أتباع القومية الكردية، وقال إن ذلك يعيق تنميتهم الاقتصادية، وشدد على أن الدستور الإيراني يمنع السنة (الأكراد) من الترشح لرئاسة الجمهورية.

وقال لقمان أحمدي من الحزب الديمقراطي الكردستاني إن العديد من الناشطين الأكراد يتم إعدامهم وسجنهم لفترات طويلة بتهمة الانتماء الى أحزاب كردية حيث لا يسمح للأكراد تشكيل أحزب خاصة بهم .

أقباط مصر

وحضر المنتدى ممثلون عن الحكومات، إلا أن الوفد الإيراني الرسمي انحسر دوره، فيما ردت هبة مصطفى، من بعثة مصر لدى الأمم المتحدة في جنيف على متحدث باسم الأقباط قال: "إن الأقباط مضطهدون"، وذكرت أن الأقباط هم مواطنون من الدرجة الأولى، ولا يعانون أي تمييز، وهم يمثلون جزءاً لا يتجزأ من النسيج المجتمعي والوطني المصري، وبالتالي لا يتم التعامل معهم على أنهم يمثلون أقلية دينية، بل إن القيادات الدينية المسيحية في مصر لا تتوافق مع هذا المنظور".

جماعة "الأخدام"

وشارك في المنتدى ممثلون عن جماعات صغيرة غير معروفة أطلق عليها الفئات المهمشة، كما قال سامي النقار، الذي عرف نفسه ممثلاً عن "الأخدام" وهم فئة إثنية ذات بشرة سوداء أصولها حبشية كانت غزت اليمن، ويسكن معظمهم في أكواخ من بقايا مخلفات الصفيح والكرتون وإطارات السيارات، حيث تطلق على تجمعاتهم كلمة "محوى"، وتعني لغوياً موضع الكلاب، وتبنى في غالبيتها بالقرب من مجاري السيول على أطراف المدن الرئيسة بما في ذلك صنعاء، عدن.


måndag 13 december 2010

تخریب قصر شیخ خزعل، یکی از آثار تاریخی ایران



نامه بيش از ۷۰ تن از شخصيتهاي فرهنگی وسیاسی به دبیرکل یونسکو


يکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲ دسامبر ۲۰۱۰

ترجمه غیر رسمی متن فارسی:
دبیر کل سازمان یونسکو خانم ایرنا بوکووا
ما امضا کنندگان این نامه مایلیم، تخریب یک قصر تاریخی در ایران را به اطلاع شما برسانیم که به شماره 2845 در اداره میراث فرهنگی ایران به ثبت رسیده است.
این کاخ در سال 1917 توسط شیخ خزعل معروف به شیخ محمره (خرمشهر کنونی) و آخرین حاکم عرب اهواز ساخته شد. تخریب قصر یاد شده نشانگر تخریب بخش مهمی از تاریخ وهویت ملیت عرب اهوازی است. این کار در چهار چوب فرآیند فارسیزاسیون منطقه ای است که برای مدت طولانی به نام عربستان معروف بود وهم اکنون خوزستان نام دارد. این ویرانگری، چندین مولفه فرهنگی عربی این منطقه، از جمله نام مکان ها و آثار تاریخی را در برگرفته است.
ما از یونسکو به عنوان یک سازمان بین المللی مسوول حفاظت از آثار تاریخی می خواهیم تخریب قصر شیخ خزعل را محکوم کند و تضمین نماید تا این گونه تخریب ها در باره هیچ یک از آثار ملی و تاریخی،که برای مردم عرب اهواز اهمیت دارند، تکرار نشود.
امضا کنندگان:
دکتر رضا براهنی، شاعر و رمان نویس ایرانی، کانادا
عمار تاسائی، روزنامه نگار عرب اهوازی، نروژ
یوسف عزیزی، دبیر کانون مبارزه با نژادپرستی و عرب ستیزی در ایران
دکتر کریم عبدیان، دبیر اجرایی سازمان حقوق بشر اهواز
دکتر علی الطائی، استاد دانشگاه شاو ایالات متحد آمریکا
دکتر صدیقة عدالتی، پژوهشگر علوم اجتماعی، فعال حقوق بشر و استاد دانشگاه – آلمان
عبدالهادی طرفی، روزنامه نگار عرب اهوازی، تلویزیون العربیة
حامد کنانی، شاعرو روزنامه نگار عرب اهوازی
دکتر ضیاء صدر الاشرافی، جمعیت فرهنگی آذربایجان
جابر احمد، نویسنده و روزنامه نگار عرب اهوازی
دکتر علی قرجه لو، فعال حقوق بشر، کانادا
آزاد مرادیان، فعال حقوق بشر، ایالات متحد آمریکا
رضا هيئت، سردبیر مجله وارلیق، ترکیه
علی پور علی، سردبیر نشریه حیدربابا، کانادا
حسن تمجیدي، کارگردان تئاتر
کاوه آهنگری، فعال حقوق بشر کرد ایرانی
علیرضا جوانبخت، روزنامه نگار وفعال حقوق بشر آذربایجانی، کانادا
دکتر مناف سببی، دبیر "آذرجمعیت"
امیر مردانی، سخنگوی جنبش دانشجویان آذربایجان ایران
انصافعلی هدایت، روزنامه نگار مستقل آذربایجانی – کانادا
عارف کسکین، پژوهشگر آذربایجانی
کوثر آل علی، ناشر و روزنامه نگار عرب اهوازی
دکتر علیرضا اصغرزاده، پژوهشگر علوم اجتماعی، استاد دانشگاه یورک، کانادا
بابک بخت آور، فعال حقوق بشر، آذربایجان جنوبی
علیرضا فرشی دزاجیکان، روزنامه نگار واستاد دانشگاه
سیما دیدار، روزنامه نگار و مترجم آذربایجانی
بابک حبیب نوروزلو، فعال آذربایجانی و سردبیر سایت آرازنیوز
علیرضا اردبیلی، سردبیر سایت و نشریه تریبون، سوئد
علی معینی، سازمان ادوار تحكيم وحدت – ایران
محمد بيلجين، فعال آذربایجانی، سوئد
افسانه سولدوزی، فعال آذربایجانی
رباب تقی زاده، فعال آذربایجانی، سوئد
هاشم بیلجين، فعال آذربایجانی، سوئد
ناصر باقر اوغلو، فعال آذربایجانی
آیدا کریم علی، فعال آذربایجانی
فواد کریم علی، فعال آذربایجانی
سولماز ايلیغیزی، فعال آذربایجانی
جلال صفر اوغلو، فعال آذربایجانی
ژیلا گلعنبر، فعال کرد حقوق زنان، ایران
شهناز غلامی، روزنامه نگار آذربایجانی، فرانسه
وحید قادر بیگلی، کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان - ایران، کانادا
علیرضا صرافی، نویسنده وروزنامه نگار آذربایجانی، ایران
سعید نعیمی، فعال سیاسی آذربایجانی، ایران
نادر غضنفری، کاندید دکترای فیزیک
هیفا اسدیان، فعال عرب اهوازی
مهدی هاشمی، آمارشناس عرب اهوازی
میرو عليار، فعال حقوق بشر، کرد ایرانی، اتریش
ناهید خیرابی، روزنامه نگار، ایران
مهدی نعیمی، استاد زبان ترکی آذربایجانی
یونس شاملی، پژوهشگر وروزنامه نگارآذربایجانی، سوئد
حسین حردان،فعال مدنی، عرب اهوازی، آلمان
موسی مزیدی، فعال مدنی، عرب اهوازی، آلمان
ناصر حیدری، وکیل دعاوی و شاعر عرب اهوازی، سوئد
غزال جهانشاه، مدیر ، ایران
جمیل وادی،شاعر عرب اهوازی، بریتانیا
جاسم اسدی، استاد دانشگاه، عرب اهوازی، ایران
آیدین ینیلماز، نویسنده و شاعرآذربایجانی
محمد آزادگر، دبیرکل جنبش فدرال دموکرات آذربایجان
احمد میرزائی، فعال حقوق بشر، ایران
نوری حمزی، روزنامه نگار عرب اهوازی
عدنان سلمان، فعال سیاسی، عرب اهوازی
محمد الجابر، سازمان حقوق بشر اهواز، بریتانیا
علی مختاری، سازمان فداییان خلق - اکثریت
کاوه کرمانشاهی، فعال حقوق بشر وحقوق زنان، ایران
مریم رحیمی، فعال حقوق زنان،ایران
حسینبر، وکیل دعاوی وفعال بلوچ، ایالات متحد آمریکا
علیرضا نظمی افشار، فعال سیاسی آذربایجانی
سلیمه فتوحی، مولف، عرب اهوازی، بریتانیا
حنان عزیزی، روزنامه نگار، عرب اهوازی، بریتانیا
الهام لطیفی، فعال حقوق بشر وحقوق زنان، عرب اهوازی، بلژیک
بهجت طائی، روزنامه نگار عرب اهوازی، نروژ
ندا یوسف، نویسنده عراقی، نروژ
ثامر خلیل، موسیقیدان عراقی، نروژ
منصور راجح، نویسنده یمنی، نروژ
یوهان ولدستاو، روزنامه نگار نروژی

The Honorable Ms. Irina Bokova, United Nations Education, Sceintific and Cultural Organization, Director-General.

7, place de Fontenoy 75352 Paris 07 SP France

We are writing to inform you of the destruction of an historical palace in Iran, which was registered by the Organisation of Historical Heritage (No. 2845).
The palace was built in 1917 by Sheikh Khaza’al, the last Ahwazi sheikh of Mohammara, now known as ‘Khorramshahr’. The demolition represents the destruction of an important part of ethnic Ahwazi Arab history and identity. It comes in the context of the Persianisation of a region that was for a long time known as Arabistan (renamed ‘Khuzestan’), with any element of Arab culture eradicated including place names and monuments.
We call on UNESCO, as an international organisation responsible for protecting historical sites, to condemn the demolition of Sheik Khaza’al’s palace and ensure that any such demolition action will not be repeated on any other monuments of national and historical importance to Ahwazi Arabs.
Signed by:
Dr.RezaBaraheni, Iranian Poet and Novelist.Canada
Mr.Amar Tasaie, Iranian (Ahwazi Arab) Journalist.
Mr.YousefAzizi,Executive Secretary,Centure for Combating Racism &Discrimnation against Arabs in Iran.
Mr.Karim Abdian,Ph.D. Executive Director, Ahwazi Education & Human Rights Foundation.
Mr.Ali Altaie,Ph.D. Shaw University, USA.
Dr.SedighehAdalati, Socioligist and Human Rights Activist, Germany.
Mr.AbdolhadiTorfi,Iranian (Ahwazi Arab)
Jurnalist,Alarabiya TV.
Mr.HamedKenani, Iranian (Ahwazi Arab) Poet&Journalist.
Dr.Zia Sadr al Ashrafi,Azarbaijan Cultural Society.
Mr.Jaber Ahmad – Iranian (Ahwazi Arab) Writer and journalist
Dr.AliGharajelou,Human Rights Activist, Canada.
Mr.Azad Moradian, Human Rights Activist, USA.
Mr.M. RizaHeyet, Editor-in-Chief, VarliqMagazine, Turkey.
Ali PorAli, editor-in-cheif of Heyderbaab Newspaper, Canada.
Mr.Hassan Tamjidi,Theatre Director
Mr.KawaAhangari, Kurdish-Iranian Human Rights Activist, Belgium.
Mr.AlirzaJavanbakht, Azerbaijani Journalist andHuman Rights Activist, Canada
Dr ManafSababi, Chairman of AZERCemiyyet.
Mr.Amir Mardani,Speaker of Iranian Azerbaijani Students Movement
Mr.EnsafaliHedayat, Independent Azeri-Iranian Journalist
Mr.ArifKeskin, Azarbaijani Researcher
Mr.Kouthar Al Ali, Iranian (Ahwazi Arab)Publisher
Dr AlirezaAsgharzadeh, Sociologist, York University, Canada
Mr.BabakBakhtavar, South Azerbaijani, Human Rights Activist
Mr.AlirezaFarshiDizajyekan - University Professor and Literary Journalist
Ms.SimaDidar, Azarbaijani Journalist and Translator
Mr. BabaekHabibiNoruzlu,AzerbijanianActivist andEditor of Araznews.
Mr.AlirzaArdabili, Editorof Tribun Journal, Sweden.
Mr.Ali Moeini, Union of Iranian UniversitiyGradutes( Sazmaneadvartahkimvahdat)
Mr.MahmodBilgin, Azerbaijani Activist,Sweden
Ms.AfsaneSulduzi, AzerbaijanianActivist
Ms.RubabeTagizade, AzerbaijanianActivist, Sweden.
Ms.HashimBilgin, Azerbaijani Activist, Sweden.
Mr.NaserBagierOglu, Azerbaijani Activist
Ms.AydaKerimli, AzerbaijaniAcctivist
Mr.FuadKerimli, AzerbaijaniActivist
Ms.SolmazEleyiqizi, AzerbaijaniActivist
Mr.Calal Safer Oglu, Azerbaijani Activist
Ms.JilaGolanbar, Kurdish Feminist Activist, Iran.
Mr.ShahnazGholami, Iranian (Azerbaijani) Journalist, France.
Mr.VahidQarabagli,Association for Defence of Azerbaijani Political Prisoners in Iran (ADAPP),Canada

Mr.AlirezaSarrafi, AzerbaijaniWriter&Journalist,Iran

Mr.Saied Naeimi,AzerbaijaniPolitical Activist, Iran
Mr.Nadir Ghazanfari, PhD candidate in Physics
Ms.Haifa Asadian,Iranian (Ahwazi Arab) Activist
Mr.Mahdi Hashemi, Iranian (Ahwazi Arab) Statistician
Dr.MiroAaliyar, Kurdish-Iranian Human Rights Activist
Mr.Nahidkheirabi, Journalist, Iran
Mr.Mahdi Naimi, Turkish-Azeri Teacher
Mr.YunesShameli, Researcher and Journalist,Sweden.
Mr.HosseinHardan,Iranian (Ahwazi-Arab) Civil RightsActivist,Germany
Mr.MousaMazidi,Iranian (Ahwazi Arab) Civil Rights Activist,Germany
Mr.Nasser Haidari, Ahwazi-Arab Lawyer and Poet and lawyer,Sweden
Ms.Ghazal Jahanshah, Civil Service Manager,Iran
Mr.JamilWadi,Iranian (Ahwazi Arab)Poet,UK
Mr.JasemAsadi,Iranian (Ahwazi Arab) Professor
Mr.AydinYenilmez, AzerbaijaniWriter and Poet
Mr.MohamadAzadgar, First Secretary, Azerbaijan Federal Democrat Movement
Mr.Ahmad Mirzaie, Human Rights Activist, Iran
Mr.NouriHamzi,Iranian (Ahwazi Arab) Journalist
Mr.Adnan Salman,Iranian (Ahwai Arab) Political Activist
Mr.Mohammad AlJaber, Ahwazi Human RightsOrganisation (AHRO), UK
Mr.Ali Mokhtari, ‘FadaeyanAksariyat’ Political Organization
Mr. KavehKermanshahi, Feminist and Human RightsActivist, Iran
Ms.Mariam Rahmani, Feminist Activist, Iran
Dr. M.R. Husseinbor, Attorney and Iranian Baluchi Activist, USA
Mr. Alirteza Nazmi-Afshar, Azarbaijan Diplomatic
Mission.
Ms.Salimeh Fotoohi, Iranian (Ahwazi Arab) Author, UK
Ms.Hanan Azizi, Iranian (Ahwazi Arab) Journalist, UK
Ms.Elham Latifi, Iranian (Ahwazi Arab) feminist and Human Rights activist, Belgum
Ms. Behjat Taei, Iranian (Ahwazi Arab) Journalist, Norway
Ms.Nada Youssef, Iraqi Poet,Norway
Mr.Thamer Khalil, Iraqi Musician,Norway
Mr. Mansour Rajih: Yamani Wirter,Norway
Mr. John Vodestav: Norwigian Journalist

ترجمه غیررسمیه للعربية
الامین العام لمنظمة الیونسکوالسیدة ایرینابوکافا:

نودان نحیطکم علماً بان قصرالشیخ خزعل فی مدينة المحمرة (تعرف رسميا بخرمشهر) تم هدمه من قبل الحکومة الایرانیة،بالرغم من ان هذا المعلم التاريخي مسجل برقم 2845 لدی دائرة التراث الثقافي في ايران.
وقد تم بناء القصرفی العام 1917 بأمرمن الشیخ خزعل،آخرحاكم عربي اهوازي والمعروف بامير المحمرة(تعرف الیوم بمدينة خرمشهر)؛ اذ يُعد هدم القصر،تدمیر جزء هام من هویة الشعب العربی الاهوازی وتاريخه. ويقع هذا الامر في إطار عملية تفريس الاقلیم الذي كان يوصف باقليم عربستان لفترة طويلة ويعرف حاليا بخوزستان. كما ان التهديم والتفريس يشمل مكونات ثقافية عربية عديدة في المنطقة منها اسماء الامكنة والمعالم التاريخية.
نحن نحن نطالب الیونسکو باعتبارها منظمة دولیة معنیّة بالحفاظ علی الاماکن والمعالم التاریخیة،ادانة هذاالعمل ومتابعة قضیة هدم قصرالشیخ خزعل واتخاذ الاجراءات اللازمة للحیلولة دون تکرارمثل هذاالامر لما تبقی من المعالم التاریخیة للشعب العربی الاهوازی.
اسماء الموقعون علی الرسالة:

الدکتور رضا براهنی، شاعر و روائی ایرانی، کندا
عمار تاسائی، صحفی ایرانی(عربی اهوازی)، النرویج
یوسف عزیزی، امین عام مرکز مناهضة العنصریة و معاداة العرب فی ایران
الدکتور کریم عبدیان، امین عام منظمة حقوق الانسان الاهوازیة
الدکتور علی الطائی، استاذ فی جامعة شاو الامیرکیة
الدکتور صدیقة عدالتی، باحثة علم الاجتماع و ناشطة حقوق انسان، المانیا
عبدالهادی الطرفی، صحفی ایرانی(عربی اهوازی)، قناة العربیة
حامد الکنانی، شاعرو صحفی ایرانی(عربی اهوازی)
الدکتور ضیاء صدر الاشراف، جمعیة آذربیجان الثقافیة
جابر احمد، کاتب و صحفی ایرانی(عرب اهوازی)
الدکتور علی قراجه لو، ناشط حقوق انسان، کندا
آزاد مرادیان، ناشط حقوق انسان، الولایات المتحدة
رضا هيئت، رئیس تحریر مجلة وارلیق، ترکیا
علی بور علی، رئیس تحریر جریدة حیدربابا، کندا
حسن تمجیدي، مخرج مسرحی
کاوه آهنگری، ناشط حقوق انسان کردی من ایران
علیرضا جوانبخت،صحفی و ناشط حقوق انسان آذربیجانی، کندا
الدکتور مناف سببی، امین عام رابطة "آذرجمعیت"
امیر مردانی، الناطق باسم حرکة الطلاب الاذریین الایرانیین
انصافعلی هدایت،صحفی آذری مستقل
عارف کسکین،، باحث آذربیجانی
کوثر آل علی، ناشر و صحفی ایرانی(عربی اهوازی)
الدکتور علیرضا اصغرزاده، باحث علم الاجتماع، جامعة یورک، کندا
بابک بخت آور، ناشط حقوق انسان، آذربیجان الجنوبیة (ايران)
علیرضا فرشی دزاجیکان، صحفی و استاذ جامعة
سیما دیدار، صحفی و مترجم آذربیجانی
بابک حبیب نوروزلو، ناشط آذربیجانی و رئيس تحرير موقع آرازنیوز
علیرضا اردبیلی، رئيس تحرير موقع تریبون، السوید
علی معینی، منظمة خريجي الجامعات الايرانية (ادوار تحكيم وحدت)
محمد بيلجين، ناشط آذربیجانی، السوید
افسانه سولدوزی، ناشطة آذربیجانیة،السويد
رباب تقی زاده، ناشطة آذربیجانیة، السوید
هاشم بیلجين، ناشط آذربیجانی، السوید
ناصر باقر اوغلو، ناشط آذربیجانی
آیدا کریم علی، ناشطة آذربیجانیة
فواد کریم علی، ناشط آذربیجانی
سولماز ايلیغیزی، ناشطة آذربیجانیة
جلال صفر اوغلو، ناشط آذربیجانی
جیلا غل عنبر، ناشطة کردیة فی مجال حقوق المراة، ایران
شهناز غلامی، صحفیة آذرية - ایرانیة، فرنسا
وحید قادر بیغلي، لجنة الدفاع عن السجناء السیاسین الآذریین فی ایران، کندا
علیرضا صرافی، کاتب و صحفی آذربیجانی، ایران
سعید نعیمی، ناشط سیاسی آذربیجانی، ایران
نادر غضنفری، مرشح لشهادة الدکتورا فی الفیزیاء
هیفاء اسدیان،ناشطة ایرانی(عربی اهوازی)
مهدی هاشمی، عالم احصاء ایرانی(عربی اهوازی)
میرو عليار، ناشط حقوق انسان کردی من ایران
ناهید خیرابی، صحفیة، ایران
مهدی نعیمی، استاذ اللغة التركية الآذرية
یونس شاملی، باحث و صحفی آذري، السوید
حسین حردان،ناشط حقوق مدنیة ایرانی(عربی اهوازی)، المانیا
موسی مزیدی، ناشط حقوق مدنیة ایرانی(عربی اهوازی)، المانیا
ناصر حیدری، محامی و شاعر من عرب الاهواز، السوید
غزال جهانشاه،مدیر دائرة خدمات مدنیة، ایران
جمیل وادی،شاعر ایرانی(عربی اهوازی) المملکة المتحدة
جاسم اسدی، استاذ جامعی ایرانی(عربی اهوازی)
آیدین ینیلماز، کاتب و شاعرآذربیجانی
محمد آزادغر، امین عام حرکة آذربيجان الفیدرالیة الدیمقراطیة
احمد میرزائی، ناشط حقوق انسان، ایران
نوری حمزی، صحفی ایرانی(عربی اهوازی)
عدنان سلمان، ناشط سیاسی ایرانی (عربی اهوازی)
محمد الجابر،منظمة حقوق الانسان الاهوازیة، المملکة المتحدة
علی مختاری، منظمة فدائیی الشعب - الاکثریة
کاوه کرمانشاهی، ناشط فی مجال حقوق الانسان و المرأة، ایران
مریم رحیمی، ناشطه فی مجال حقوق المراة،ایران
حسینبور، محامی و ناشط بلوشی، الولایات المتحدة
علیرضا نظمی افشار، ناشط ودبلوماسی آذري سابق
سلیمه فتوحی، کاتبه ایرانیه (عربیه اهوازیه)، المملکة المتحدة
حنان عزیزی، صحفیة ایرانیة (عربیة اهوازیة) المملکة المتحدة
الهام لطیفی،ناشطة ایرانیة (عربیة اهوازیة) فی مجال حقوق الانسان وحقوق المراة ، بلجیکا
بهجة الطائی، صحفیة ایرانیة (عربیة اهوازیة)، النرویج
ندا یوسف، کاتبة عراقیة، النرویج
ثامر خلیل، موسیقار عراقی، النرویج
منصور راجح، کاتب یمنی، النرویج
یوهان ولدستاو، صحفی ترویجی

Informal translation to German:
UNESCO-Generaldirektor Frau Irina Bokova,
Wir schreibenihnen, um Sieüber die ZerstörungeinesSchlossesim Iran, das alshistorischesErbeimAmtfürDenkmalschutzunter der Nr. 2845 registriertist, zuinformieren.
Der Palastwurde 1917 von ScheichKhazal, demletztenFürst von Mohammarajetztumbenannt in Choramschahrerbaut. Der Abrissstellt die ZerstörungeineswichtigenTeils der arabischen Geschichte und ethnischenIdentität der Ahwazi dar. ImRahmen der Persisationdieser Region wurdeversuchtjedes Element der arabischenKulturauszurotten.Nichtnur Arabistan, umbenannt in Khuzestan, sondernauchDenkmäler und OrtsnamenwerdenmitpersischenNamenversehen.
Wirappellieren an die UNESCO, alsinternationale Organisation für den SchutzhistorischerStätten, die Demolierung von ScheichKhazalPalastzuverurteilen und dafürzusorgen, dasssolcheAbriss- Aktionennicht auf andereDenkmäler von nationaler und historischerBedeutung von Ahwazi Arabernwiederholtwerden